ابراهيم عاملي ( موثق )

30

تفسير عاملي ( فارسي )

جنگى اتّفاق افتاد كارى بكنم كه خدا داند و بس . سال بعد جنگ احد پيش آمد ، سعد بن معاذ او را ديد گفت كجا مىروى ؟ جواب داد : چه خوش است بوى بهشت كه من آن را در احد مىيابم و مشغول جنگ شد تا كشته شد و در تن او هشتاد و چند اثر زخم از شمشير و نيزه مشاهده شد كه خواهرش گفت : برادرم شناخته نمىشد و فقطَّ بوسيله ى جامه هايش او را شناختم و اين آيه نازل شد : ( رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّه عَلَيْه ) . 4 - راستى در كارها كه آنچه مىكند در باطن بر خلاف و يا كمتر از آن نباشد و همين است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرموده است : خدايا نهان من را بهتر از آشكار من بكن و آشكارم را صالح و شايسته بگردان ، و يزيد بن حرث گفته است : چون نهان و آشكار كسى برابر شد انصاف است ، و اگر نهان بهتر شد فضيلت است ، و اگر آشكار بهتر شد خيانت است . و ابو عبد الرّحمان زاهد مىگفت و مىگريست : خدايا با مردم بامانت رفتار كردم ولى آنچه ميان من و تو بود خيانت كردم . و ابو يعقوب نهرجورى مىگفت : صدق بمعنى موافقت حقّ است در نهان و آشكار . ابو الفتوح نوشته است : اوّل صدقى كه باشد او را صدق ايمان باشد خدايرا تا آنجا كه گويد : * ( ( رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا ) ) * در اين گفتار صادق باشد ، آنگه احتراز كند از آنكه در گفتار او تفاوتى كما بيش رود ، كه در خبر است كه چون مرد يك بار و دوبار راست بگويد براست گفتن معروف شود تا بنزديك خداى تعالى نام او در جريده ى صدّيقان بنويسند ، و چون يك دو بار دروغ بگويد عادت شود او را تا بنزديك خداى تعالى او را از جمله ى كذابان بنويسند ، قتاده گفت : ايشان را نيّت راست باشد و دلهاشان مستقيم باشد و زبانهاشان لا جرم در سرّ و علانيه صادق باشد ، در دل با خداى راست گويند و در ظاهر بر زبان با خلقان راست گويند و راست روند و راست باشند ، هيچ كژى در گفتار و كردار باقوال و اعمال خود راه ندهند . « وَالْقانِتِينَ » 17 - در آيت 238 سوره ى بقره آنچه مناسب بود گفته شد . « وَالْمُنْفِقِينَ » 17 - ابو الفتوح : در خبر است كه رسول عليه السّلام گفت : ( ما